ساختن بازار برای محصولات شناخته نشده به کمک تبلیغات «قسمت دوم»

در قسمت اول این مقاله، سعی کردیم در کنار هم به طرحی از تبلیغات برسیم، که می‌تواند روی ذهن مشتری تاثیر بگذارد تا در نهایت بتوانیم با آماده سازی بسترهای مناسب برای فروش محصولمان، تجارت خود را گسترش دهیم. از جمله تکنیک‌های فروشندگی که در قسمت قبلی این مقاله به آن‌ها اشاره کردیم، می‌توان به ارائه پیشنهادات نقدی در ازای خریدن محصول و طراحی کوپن یا هدیه‌ای کارشناسی شده برای مشتریان اشاره کرد. در مقاله در کنار هم به بررسی سایر تکنیک‌های تبلیغات و چگونگی ایجاد بسترهای فروش جذاب بپردازیم.

اصل شماره چهار تبلیغات: قدرت ایمیل و اس‌ام‌اس را دست کم نگیرید

شاید بارها با ایمیل‌ها و اس‌‌ام‌اس‌هایی مواجه شده باشید که فرستنده آن‌ها سعی داشته خدمات یا محصولات خود را به واسطه‌ آن‌ها به شما معرفی کنید. شاید در نظر گرفتن چنین راهکاری برای تبلیغات محصولتان آنچنان برایتان جذاب نباشد، چراکه تا به حال مجذوب هیچ یک از اس‌ام‌اس‌ها یا ایمیل‌های تبلیغاتی نشده‌اید. خب حق هم دارید که این سبک از آگهی‌ها برایتان جذاب نباشد چراکه عموما هیچ فکری پشت این سبک از آگهی‌ها وجود ندارد. قضیه این است که فرستنده این آگهی‌ها با قیمت نسبتا ارزانی دیتابیس معینی را خریداری کرده و بدون هیچ ایده خاصی یک متن ساده را برای افرادی که اطلاعاتشان در بانک اطلاعاتی مذکور بوده ارسال کرده. آمار نمایانده آن است که اگر طراحی این سبک از تبلیغات هوشمندانه باشد، بیش از 46 درصد افرادی که اطلاعاتشان در پایگاه اطلاعاتی وجود دارد، جذب تبلیغات شما خواهند شد. این روش از تبلیغات، روشی نسبتا ارزان به شمار می‌رود، بنابراین کافی است کار ایده پردازی و طراحی آگهی را به یک آدم کار بلد بسپارید تا با صرف هزینه‌ای اقتصادی، به نتیجه مطلوب برسید. هزینه دیتابیسی که خریداری می‌کنید، می‌تواند طیف وسیعی از مبالغ را شامل شود.

 

 

اصل شماره پنج تبلیغات: سعی کنید با یک تیر چند نشان بزنید

می‌خواهم برایتان داستانی بر اساس آمار و ارقام تعریف کنیم. شما می‌توانید با مراجعه به فروشگاه‌های شرکت اپل و تحویل دادن آیفون قدیمی خود، مدل جدید گوشی‌های آیفون را با قیمت کم‌تری دریافت کنید. آمار نماینده آن است که 72 درصد از افرادی که به قصد دریافت گوشی آیفون نو به فروشگاه‌های اپل مراجعه می‌کنند، تحت تاثیر حرف‌های فروشندگان اپل، یک محصول دیگر را هم علاوه بر گوشی جدید خریداری می‌کنند. امیدوارم این داستان، درک اصل شماره پنج را برایتان راحت‌تر کرده باشد. این شیوه از تبلیغات شرکت اپل بر پایه چند گام انجام می‌گیرد.


  1. خریدار به وسیله تبلیغات هوشمندانه شرکت، خواستار خرید نسخه جدید آیفون می‌شود.
  2.  شرکت اپل با استفاده از تکنیک‌های فروش و تبلیغات، مخاطب را وادار می‌کند تا به جای خرید اینترنتی، سری به یکی از فروشگاه‌های اپل بزند.
  3. فروشنده اپل با کمک اصول روانشناسی و تبلیغات، علاوه بر مدل جدید آیفون، یکی دیگر از محصولات کمپانی را نیز به شما می‌فروشد.

 

 

اصل شماره شش تبلیغات: مشتری، مشتری می‌آورد

 

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید که پول، پول می‌آورد. حال ما می‌خواهیم با شما را با نسخه جدید این ضرب‌المثل آشنا کنیم، مشتری، مشتری می‌آورد. چه بخواهید، چه نخواهید، اگر محصولی که ارائه می‌کنید ضعیف باشد، حتی اگر در اثر داشتن تبلیغات صحیح، در کوتاه مدت به سود برسید، در دراز مدت شکست خواهید خورد. بنابراین سعی کنید تا با عرضه خدمات و محصولات استاندارد، مشتری را سر ذوق بیاورید. در این صورت مشتری مایل خواهد بود تا با کمال میل، شخصا برایتان تبلیغ کند. این روزها دیگر هرکسی به لطف شبکه‌های مجازی خودش یک پا رسانه است. البته که طراحی ظاهری محصولات شما، می‌تواند مشتری را بیش از پیش سر ذوق بیاورد، به همین دلیل توصیه می‌شود کار طراحی محصولاتتان را به یک کارشناس تبلیغات حرفه‌ای بسپارید.

ساختن بازار برای محصولات شناخته نشده به کمک تبلیغات «قسمت اول»

معرفی محصولات جدید به بازارهای دنیا، همیشه کاری ریسکی و پرخطر است. با این حال طراحی تبلیغات مناسب برای معرفی صحیح محصولتان، می‌تواند مانند نوش دارو، نیرویی مضاعف به کسب و کارتان ببخشد. حتی اگر تمام معیارهای منطقی گواه بر زمین خوردن کسب و کار شما بدهند، شما می‌توانید به کمک طراحی تبلیغات مناسب تمام مناطق را زیر سوال ببرید. خب بیایید از قدم شماره صفر شروع کنیم، فرض کنید در ابتدای امر هستید و هیچکس محصولات تولیدی شما را نمی‌شناسد. چه راه حلی برای این مسئله دارید؟ برای ارائه یک راه حل درست و حسابی، باید فعال و خلاق باشید، روی پای خودتان بایستید و به مسائل از بالا نگاه کنید. مهم‌ترین اصل در هنگام طراحی تبلیغات مناسب، این است که طرز فکر مخاطب هدف خود را بشناسید. توجه به ظرفیت تبلیغات آنلاین، پیدا کردن راهی برای خواستنی نشان دادن محصولاتتان، استفاده از راهکارهایی مانند برگزاری مسابقه و ارائه تخفیف برای جذب مشتری از دیگر اصولی هستند که قصد داریم در این مقاله به شکل گسترده‌تری راجه به آن‌ها صحبت کنیم. پیش از خواندن ادامه این مقاله، سعی کنید با توجه به اصولی که خدمتتان معرفی کردیم، طرحی اولیه برای چگونگی تبلیغات خود بریزید.

 

اصل شماره یک تبلیغات: محصول خود را خواستنی و دل پسند نشان دهید.

از زمان شروع انقلاب صنعتی، دنیا تبدیل به عرصه‌ای برای عرضه محصولاتی شد که هر روز روانه بازار می‌شدند. با اختراع اینترنت روش‌های جدیدی برای عرضه و تبلیغات محصولات به وجود آمد که از جمله آن‌ها می‌توان به بازاریابی محتوا اشاره کرد. شما می‌توانید به کمک محتوای تولید شده توسط تیم‌های متخصص و ارائه این محتواها به جامعه، کاری کنید مردم جذب محصولاتتان شود. این محتوا که می‌تواند متنی، صوتی، تصویری یا… باشد، به نوعی توانایی هیپنوتیزم کردن مردم را خواهد داشت. برخی از تیم‌های تولید محتوا توانایی این را دارند تا بر اساس بازخورد مردم نسبت به محتواهای تولیدی، اطلاعات ارزشمندی پیرامون بحث عرضه و تقاضای محصولاتتان را به شما ارائه دهند. بهتر است که محتوای تولید شده توسط شما به جای داشتن حالت بازرگانی، آموزنده یا تعاملی باشند.

 

اصل شماره دو تبلیغات: استفاده از راهکارهایی برای جذب مشتری

طبیعت مردم این است که عمدتا سراغ محصولات جدید نمی‌روند، با این حال شما می‌توانید با ارائه راهکارهایی برای جذب مشتری این حصار را از دور محصولات خود بردارید. از جمله این راهکارهای جذب می‌توان به ارائه پیشنهادات نقدی، تخفیف و کوپن اشاره کرد. تیم‌های تبلیغات حرفه‌ای با سنجش داده‌ها و ارزیابی ماهیت محصول شما، خود راهکارهایی برای جذب هرچه بیشتر مشتری ارائه دهند. با این حال همواره باید این نکته را در نظر داشته باشید که همه این راهکارها موقتی هستند و استفاده بلند مدت از آن‌ها می‌تواند ارزش محصولتان را کاهش دهد.

 



اصل شماره سه تبلیغات: استفاده بسترهای آنلاین برای تبلیغات

همانطور که گفتیم مهم‌ترین اصل تبلیغات این است که بدانید مخاطب شما، چه فکری راجع به محصولاتتان می‌کند. اگرچه در گذشته به دست آوردن چنین برآوردی کار بسیار سخت و دشواری بود اما امروزه می‌توان ابزارهای تبلیغات آنلاین تنها چند ساعت پس از ارائه محصول دریافت که محصول ارائه شده چه بازخوردی از جامعه می‌گیرد. امروزه ابزارهای آنلاین مانند اینستاگرام، گوگل و فیسبوک به شما اجازه می‌دهند تا با فیلتر اطلاعاتی مانند رده‌های سنی، علایق، محل زندگی، جنسیت و سایر اطلاعات کلیدی مخاطبانتان، تبلیغات خود را به موثرترین شکل ممکن به جامعه هدف ارائه دهید.

 

نقش هنر درمانی در بهبود سلامت روان

مفهوم امروزی هنر درمانی و تاثیر آن بر سلامت روان بر پایه نظریات زیگموند فروید شکل گرفته است، اما بحث هنر درمانی چیزی فراتر از تئوری‌های روی کاغذ است و در عمل معنا پیدا می‌کند. هنردرمانی روشی است که فرد با بروز خلاقیت و خلق یک اثر هنری به درد های درونی خود آگاه شده و در صدد رفع و بهبود آن ها برمی‌آید. برای اینکه از طریق هنر درمانی به درد‌های درونی خود آگاه شوید نیاز به استعداد یا مهارت خاصی ندارید تنها کافی ست ذهن و خلاقیت خود را رها کرده اجازه دهید ناخودآگاهتان روند کار را در دست بگیرد. شاید در ابتدا به اثر بخش بودن این روش شک داشته باشید، اما با توجه به جدا ناپذیری هنر از زندگی اجتماعی و طبیعت انسان، استفاده از هنر و بروز خلاقیت به واسطه ی آن تأثیر مستقیم بر روان انسان دارد. شاخه‌های مختلف هنر، بخش‌های مختلف ذهن ما را در برمی‌گیرند و در مسیر‌های مختلف هدایتمان می‌کنند. شما می­توانید به شیوه هنر درمانی، با مسائلی مانند افسردگی، خشم، اضطراب، کمبود اعتماد به نفس و … کنار بیایید. برای اینکه بتوانید در زندگی خود از شیوه هنر درمانی استفاده کنید باید با انواع شیوه‌‌های هنر درمانی آشنا شوید، در ادامه به اختصار در مورد شیوه‌های هنر درمانی صحبت خواهیم کرد.

هنر درمانی به کمک موسیقی

پس از جنگ جهانی اول، هنرمندان بسیاری به آسایشگاه‌های سربازان بازمانده از جنگ می‌رفتند و برای آن‌ دسته از افراد که دچار مشکلات سلامت روان بودند، موسیقی می‌نواختند. پزشکان این آسایشگاه‌ها پس از بررسی تاثیرات موسیقی بر میزان سلامت روان سربازان آسیب دیده، دریافتند که حال این سربازان تا حدود زیادی بهبود یافته. پس از انتشار نتایج تحقیقات این پزشکان، توجه بسیاری از روان‌شناسان و محققان به هنر درمانی جلب شد. موسیقی، هنر بیان احساسات به وسیله آواهاست و در واقع نوعی زبان است که برای برقراری ارتباط می‌توان از آن استفاده کرد. این روش از هنر درمانی بیشتر به درد افراد درونگرا می‌خورد. موسیقی درمانی به دو روش انجام می‌گیرد، در روش اول تنها کافی است به موسیقی که مورد تائید روان درمانگرتان است گوش دهید تا از این طریق عملکرد ذهنی خود را بهبود ببخشید. در روش دوم، فرد به کمک آهنگسازی به آرامش می‌رسد. شما می‌توانید به کمک این سبک از هنر درمانی، توانایی‌های فیزیکی از دست رفته خود را بازیابید، به فرآیند درمان خود علاقه بیشتری پیدا کنید و روحیه خودتان را بهبود ببخشید. موسیقی درمانی همچنین روشی مناسب برای گفت و گو با افزاد منزوی است. این سبک از هنر درمانی در بسیاری از موارد کمک حال بیماران اوتیسم نیز بوده است.

رقص درمانی و تئاتر درمانی

هنر درمانی و تئاتر درمانی، هر دو زاییده هنر درمانی به کمک هنر‌های نمایشی هستند. هنر‌های نمایشی شاخه‌ای از هنر‌های هفتگانه‌اند و بی‌شک نمی‌توان تاثیر هنر‌های نمایشی را بر سلامت روان نادیده گرفت. رقص درمانی، بیشتر در درمان افسردگی و بهبود وضع سلامت روان کاربرد دارد. در این روش از هنر درمانی، فرد خود را به همراه موسیقی رها کرده و به صورت ریتمیک اعضای بدن خود را حرکت می‌دهد. برای اینکه به روش رقص درمانی حال روحی و سلامت روان خود را بهبود ببخشید، نیاز به تخصص خاصی در زمینه رقص ندارید و تنها ابزار مورد نیاز شما چند موسیقی ریتمیک است. رقص درمانی برای همه اقشار جامعه، چه آن‌ها که از نظر سلامت روان مشکل خاصی ندارند و چه آن‌ها که دچار افسردگی هستند، مفید است. تئاتر درمانی علاوه بر بهبود روحیه و سلامت روان شما، می‌­تواند برای درمان بیماری اوتیسم نیز مفید باشد. دو گام اساسی در روش تئاتر درمانی وجود دارد، گام اول این است که فرد تحت درمان بتواند حسی را که نمایش سعی در القای آن دارد بیابد و گام دوم این است که مخاطب به کمک استعاره‌های به کار رفته در نمایشنامه خود را در جایگاه شخصیت‌های نمایش ببیند. تئاتر درمانی همچنین می‌تواند به افرادی که با خود بیگانه شده‌اند کمک شایانی کند.

درمان با هنر‌های تجسمی

نقاشی، شاخه‌ای از هنر‌های تجسمی است که به کمک آن می‌توانیم سطح سلامت روان خود را افزایش دهیم، به خودمان اعتماد به نفس بدهیم و در کل حال خودمان را بهتر کنیم. این سبک از هنر‌ درمانی، در بهبود تمرکز شما نیز دخالت دارد. به دلیل تاثیرات مهم این سبک از هنر درمانی روی بهبود تمرکز افراد، استفاده از نقاشی درمانی به بسیاری از افراد بیش فعال توصیه می‌شود. دو روش اصلی نقاشی درمانی عبارتند از کشیدن نقاشی و تعمق در آثار نقاشی شده. با کشیدن نقاشی، شما از تمام اتفاقات اطراف خود فارغ می‌شوید و تمام تمرکز خود را روی اثر نقاشی خود می‌گذارید. برای استفاده از این روش نقاشی درمانی، نیاز به تخصص خاصی در زمینه نقاشی ندارید، تنها کافی است آنچه را که درون شما می‌طلبد روی تابلو بیاورید تا از این طریق با ترس‌ها، دغدغه‌ها و سایر گره‌های ذهنی خود رو‌به‌رو شوید و به قدرت خود پی ببرید. روش دوم نقاشی درمانی، تعمق در آثار هنری مفهومی و عمیق یا طرح‌های آرامش بخش مانند ماندالا است. به اعتقاد هنر درمانگران و روانشناسان، ماندالا صرفا یک اثر نقاشی نیست و با تعمق در آن می‌توان خود را در جهان‌های دیگر غرق کرد و به آرامش رسید.

نقش نوشتار درمانی در بهبود سلامت روان

نوشتار درمانی شاید موثر‌ترین شاخه هنر درمانی باشد. این شاخه از هنر درمانی، نه تنها بر بهبود سلامت روان افراد تاثیر میگذارد، بلکه تحقیقات نشان داده که این روش برای درمان آسم و آرتروز نیز جوابگو است. در این روش تنها کافی است آنچه که ذهنتان را درگیر کرده روی کاغذ بنویسید. برای شروع این سبک از درمان، به مدت سه روز و روزی بیست دقیقه درباره پر‌استرس ترین تجربه زندگی خود بنویسید.

 

هنر نگریستن به هنر

 

هنر همواره جز لاینفک زندگی انسان‌ها بوده است. مفهوم هنر به اندازه‌ای عظیم و عمیق است که نمی‌توان آن را به وسیله کلمات توضیح داد. با این حال نباید این توضیح ناپذیری مفهوم عظیم هنر را دلیلی برای دست کشیدن از تلاش برای فهم هنر دانست. کسب توانایی خوانش آثار هنری، امری است که می‌تواند زندگیتان را چندین برابر زیباتر کنید. اگر شما بتوانید چگونگی خوانش هنر را بیاموزید، دیدگاهتان به انسان‌ها، طبیعت، اشیاه و به طور کل، جهان، تغییر می‌یابد. در آن صورت است که متوجه خواهید شد که هر انسان، خود به شکلی اثری هنری محسوب می‌شود. برای دست یابی به چنین مهارتی، ابتدا لازم است یاد بگیرید که چگونه تمام جوانب یک امر را در کنار هم قرار دهید و آن‌ها را به صورت یک جا ببینید.

زندگی کردن، درست مانند گوش دادن به موسیقی است. اگر در هنگام گوش دادن به یک قطعه موسیقی به جای توجه به برآیند نت‌ها و ابزارها در کنار هم، روی جز به جز آن قطعه تمرکز کنید، دیگر از گوش دادن به موسیقی لذت نخواهید برد.

توجه‌تان به هنر نیز باید به همین شکل باشد؛ یعنی باید در ابتدای امر تمام آن اثر را به شکل یک جا ببینید و از این‌که از همان بدو امر، روی جزئیات متمرکز شوید بپرهیزید. این کار باعث می‌شود، بتوانید حس آن اثر هنری دریابید. در زندگی روزمره خود نیز اگر به انسان به چشم هنر نگاه کنید و نوع نگاهتان به انسان نگاه کلی باشد و تمام جوانب زندگی او و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند را در نظر بگیرید، آن وقت می‌توانید انسان‌ها را بهتر درک کنید.

در هنگام تعامل با انسان‌ها، پس از گذر از مرحله داشتن نگاه همه جانبه، می‌توانید روی نکات مثبت شخصیت او به شکل ریزبینانه نگاه کنید اما در هنگام نگاه کردن به یک نقاشی، پس از گذر کردن از مرحله کلی نگری، باید جزئیات نقاشی را از سمت چپ به راست بررسی گنید. در حقیقت خوانش نقاشی از سمت چپ به راست انجام می‌گیرد.

 

رسیدن از کلیات به جزئیات، روشی است که می‌توانید با استفاده از آن هنر را بفهمید و زندگی خود را زیباتر کنید. پس از همین امروز دست به کار شوید و نگاهتان به مسائل را تغییر دهید.

 

 

 

چگونه نگاه کردن به یک اثر هنری، می‌تواند به مغز شما کمک کند؟

پرداختن به هنر می‌تواند ما را به سفری دور و دراز در زمان یا حتی دنیایی دیگر ببرد. اثر هنری، می‌تواند مغز ما را درگیر احساسات مختلفی، از جمله شادی، غم یا خشم کند. تاثیر هنر روی فعل و انفعالات مغز هر فرد، منحصر به همان فرد است، اما اینکه همه ما از هنر تاثیر می‌پذیریم غیر قابل انکار است. دیدن، تفسیر کردن و خلق یک اثر هنری، می‌تواند تاثیرات عمیقی روی مغز بگذارد. هرکس که خواهان رشد و رویش باشد، می‌تواند از هنر به‌عنوان ابزاری برای پیشرفت‌های مادی و معنوی استفاده کند. در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت که پرداختن به هنر و یا خلق کردن یک اثر هنری، چگونه می‌تواند روی رشد مغز شما تاثیر داشته باشد و از بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر جلوگیری کند.

پروسه تاثیر هنر روی مغز، پروسه‌ای پیچیده است که با نگاه کردن به اثر هنری، به‌عنوان یک محرک بصری آغاز می‌شود و بعد از آن با فهم هنر ادامه می‌یابد. فهمیدن اینکه باید چگونه و از چه زاویه‌ای به اثر هنری نگاه کنید، تاثیر عمده‌ای روی شاهراه‌ها و فعالیت‌های مغزی شما میگذارد. به‌طور کلی، سه گام برای افزایش تاثیرگذاری هنر و اثر هنری روی مغز شما وجود دارد. اول اینکه بفهمید چه چیزی را می‌بینید و چه چیزی را نمی‌بینید، دوم اینکه درباره اثر هنری فکر کنید تا دریابید بیانگر چیست و سوم اینکه درباره اثر هنر و هنر بکار برده شده در آن با دوستانتان بحث کنید.

 

هنر و مغز شما

مغز شما به محض نگاه به یک اثر هنری، متوجه فرق آن با سایر اشیا می‌شود. مغز همچنین می‌تواند تشخیص دهد که انسان کشیده شده روی بوم، صرفا محصور به فضای دو بعدی بوم است و واقعی نیست. حتی اگر اثر هنری موجود، شکل و شمایل متعارفی نداشته باشد، مغز ما به سرعت شکل آن را بررسی می‌کند و به چیزی در دنیای خارج ربط می‌دهد. این طبیعت مغز ما است. اگر شک دارید، می‌توانید برای یک دقیقه به دیوار سفید روبه‌رویتان خیره شوید، پس از آن درخواهید یافت که مغز شما قادر است از هیچ، شکل بتراشد. اما چرا؟ قضیه برمی‌گردد به اینکه مغز ما استاد پیدا کردن الگو‌ها و تکمیل کردن اطلاعات نیمه تمام به وسیله آن الگوها است. فرقی ندارد که به پرتره‌ای رئال نگاه کنید یا مجموعه‌ای از مثلث‌ها، نگاه کردن به اثر هنری مغز ما را تحریک می‌کند و استعداد ذاتی ما در یافتن الگو‌ها را تقویت می‌کند. آنچه که فراتر از الگو‌های مغزی است، این است که مغز ما با تماشای یک اثر هنری زیبا، فعالیت‌های ویژه‌ای از خود نشان می‌دهد. گویی هنر مغز ما را از خواب بیدار می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که با نگاه کردن به یک اثر هنری و یا پرداختن به هنر، جریان خود در مغز ما ده درصد افزایش می‌یابد. درست مانند وقتی که به معشوقمان نگاه می‌کنیم. هرچه بهتر و بیشتر هنر را بفهمید، هنر تاثیر عمیق‌تری روی مغزتان خواهد گذاشت. برای مثال، مخاطبان آثار جکسون پولاک، ناخودآگاه احساس می‌کنند که طرح روی بوم در حال چرخش است.

پرداختن به هنر

تاثیر پرداختن به هنر و خلق یک اثر هنری روی مغز، فراتر از تاثیراتی است که نگاه کردن به آثار هنری روی مغز می‌گذارد. تحقیقات نشان داده که پرداختن به هنر بصری نه فقط بخشی از قشر مخ که مربوط به بینایی است را فعال‌تر می‌کند، بلکه روی مهارت ‌های حرکتی شما و ارتباط قسمت‌های مختلف مغزتان با یکدیگر نیز تاثیر می‌گذارد. برخی محققان فواید خلق آثار هنری را برای مغز، معادل با پرداختن به فعالیت‌های ورزشی می‌دانند. درگیر هنر شدن، مغز شما را در سنین پیری همچنان تیز نگه می‌دارد. علاوه بر این شما می‌توانید با هنر درمانی به جنگ بسیاری از امراض روحی بروید. لازم نیست که حتما استاد هنر باشید، فقط کافی است آنچه را که در ذهنتان می‌گذرد، وارد دنیای واقعی کنید. شما می‌توانید به کلاس‌های نقاشی گروهی مراجعه کنید، از کتاب‌های رنگ‌آمیزی بزرگسال استفاده کنید، عکاسی کنید و حتی در داخل خانه کاردستی درست کنید. خرید و نگهداری آثار هنری در منزل، می‌تواند به شما ایده‌هایی برای خلق آثار هنری جدید بدهد. پس کارگاهتان را پر از تابلو‌های نقاشی و آثار هنری کنید تا در زمان استراحتان با خیره شدن و تعمق در آن‌ها، علاوه بر تقویت مغزتان، ایده‌های جدید بگیرید و آثار زیباتری بسازید.

اثر هنری را از کجا پیدا کنیم

هرچقدر که شما بیشتر برای فهم یک اثر هنری وقت بگذارید، درک بهتری از آن پیدا می‌کنید، در نتیجه تماشای آن اثر تاثیر بیشتری روی مغز شما خواهد گذاشت. تماشای هنر نه صرفا روی بخش خودآگاه مغز، بلکه روی بخش ناخودآگاه مغز نیز تاثیر خواهد گذاشت. بنابراین پرداختن به هنر، می‌تواند دست شما را حین رویارویی با مسائل روزمره و نشان دادن واکنش به آن‌ها بازتر کند. اگر نمی‌دانید برای مشاهده یک اثر هنری باید به کجا رجوع کنید، می‌توانید به موزه‌ها، گالری‌های هنری و یا فیلم‌های مستند رجوع کنید. می‌توانید با خریدن یک اثر هنری و آویختن آن به دیوار خانه خود، علاوه بر تلطیف فضای محیط، مغزتان را تقویت کنید.

هنر در برابر لیبرالیسم

از تعمیرکار ارتش و تفنگدار تا شکارچی و عکاس حرفه‌ای، جرمی چندلر همواره با وسایلی سر و کار داشته که بعضی از ما حتی شانس از نزدیک دیدنشان را هم نداریم. زمانی که منتظر پرواز واسطه‌تان در فرودگاه مانده‌اید، دست کم با یک سرباز بیست و خرده‌‌ای ساله که شلوار شش جیب به پا دارد روبه‌رو خواهید شد. اگر منطقه‌ای که به آن سفر کرده‌اید کمی دور از شهر باشد، تفنگداران نارنجی پوشی را خواهید دید که در فضای برفی بیرون فرودگاه قدم می‌زنند تا امنیت منطقه را تامین کنند. جرمی چندلر، که روزی خود یکی از این افراد بوده، این روزها لنز دوربینش را روی آن‌ها متمرکز کرده است. مردانی که سمبل قشر خاصی از جامعه آمریکایی هستند، قشری که عمیقا قابل احترامند اما با این حال رسانه‌ها کم‌تر توجهی به آن‌ها دارند. چندلر گمان می‌کند که رسالتش نشان دادن حقیقت‌های زندگی قشری است که به عنوان نماد مردانگی در آمریکا شناخته می‌‌شوند.

فمینسم، بازیچه دست لبیرال‌ها

اگرچه چندلر روزی خود یکی از این تفنگداران بوده است، اما امروز خود را نه بخشی از جامعه تفنگداران، بلکه یک عکاس می‌داند. با این حال نمی‌توان این حقیقت را انکار کرد چندلر با زیر و بم کار این تفنگداران آشنایی کامل دارد و می‌داند در هنگام عکس برداری باید روی چه چیزی تمرکز کند. هدف چندلر از انتخاب چنین سوژه‌هایی برای عکاسی، نشان دادن تبعیضی است که قشر وسیعی از جامعه علیه مردان قائل می‌شود. زمانی که صحبت از حقوق زنان می‌شود، افراد زیادی برای کمک به رساندن زنان به حقوقشان بسیج می‌شوند، اما به راستی چه کسی پاسخگوی مشکلات یک مرد در جامعه است؟ از نظر چندلر عبارت جامعه مرد سالار، معنایی ندارد، بلکه تمامی جوامع سرمایه سالار هستند. در جامعه سرمایه سالار، فرقی نمی‌ کند که مرد باشید یا زن، اگر سرمایه دار باشید در الویت قرار می‌گیرد. چندلر جریان‌های فمینیستی را نیز بخشی از طرح کلی سرمایه داران، برای تسلط بر جامعه می‌داند. جامعه‌ای که در آن سرمایه دارها به حکومت می‌رسند و افراد کم بضاعت را تفنگ به دست راهی میادین جنگ می‌کنند.

رابطه تنگاتنگ هنر و حقوق بشر

بسیاری از ما اطلاع چندانی درباره حقوق اولیه خود نداریم، برخی معتقدند که اصول حقوق بشر در جوامع مختلف، باید بر اساس آداب و سنن جامعه ای که یک فرد در آن زندگی می‌کند تعیین شود و در سوی دیگر، بسیاری از مردم بر این باورند که اصول اولیه حقوق بشر در همه جا یکسان است و بشر متمدن باید در صورت لزوم، تابوهای کهن را بشکند تا به حقوق خود برسد. کسی نمیداند که آیا شکستن تابوها برای رسیدن به حقوق بشری که توسط جوامع غربی تعریف شده، کار درستی است یا خیر. تنها چیزی که در سراسر جهان، به همه مردم ثابت شده، این است که :

  •  پرداختن به هنر، راهی صلح آمیز برای فهم مفاهیم مرتبط با حقوق بشر و دست یابی به حقی است که ما برای خودمان متصور می‌شویم. 

با توجه به ماهیت مهجور هنر در ایران، شاید درصد کمی از مردم جامعه ایران تاکنون به هنر و هنرمند به چشم منجی نگاه کرده باشند، این در حالی است که جمعی از هنرمندان و حامیان هنر از سراسر جهان هر سال در تاریخ بیست سوم ژانویه دور هم جمع می‌شوند تا درباره ارتباط هنر و حقوق بشر به گفت و گو بپردازند، در ادامه شرحی از نشست امسال این گروه را مطالعه خواهیم کرد.

در ابتدای این جلسه پروفسور استفان هوپگود درباره تاریخچه حقوق بشر، چگونگی شکل گیری مدنیت و نقاط تلاقی هنر و حقوق بشر سخن گفت. وی همچنین در سخنان خود به این موضوع که هر انسان، باید بتواند آزادانه هنر خود را در مسیر مورد علاقه خود شکوفا کند سخن گفت و افزود که این موضوع خود بخشی از حقوق اولیه بشر است، حقی که به بشر اجازه به چالش کشیدن هرچیزی را می‌دهد.

از نظر پروفسور هوپگود هنر، ابزاری است که انسان میتواند با استفاده از آن به صلح جهانی برسد.

پس از دکتر هوپگود، نوبت به چارلز تریپ رسید. پروفسور تریپ که موضوع گرافیتی و هنر خیابانی را به عنوان محور اصلی سخنان خود انتخاب کرده بود، نشان داد که هنرمندان چگونه می‌توانند در برابر خشونت حکومت‌ها بایستند و به شکل گیری گفتمان ملی کمک کنند. وی برای اثبات حقانیت خویش، از تصاویر آثار خلق شده توسط هنرمندان عرب استفاده کرد.
رابرتا اسمیتث، دیگر هنرمندی بود که در این جلسه سخنرانی کرد. وی با شعار به جای جنگ، اثر هنری خلق کنید، هنرمندان را تشویق به کشیدن پرتره‌هایی از فعالان صلح جو حقوق بشر کرد. رابرتا در ادامه صحبت هایش به انتقاد از افرادی پرداخت، که به بهانه دست یابی به حقوق بشر، راه هرج و مرج را به مردم نشان می‌دهند و خاطر نشان کرد که راهی به غیر از گفتمان برای رسیدن به حقوق بشر وجود ندارد، وی در ادامه افزود که سیاست‌های امپریالیستی دولت‌های اروپا و آمریکا، باعث رشد مزدورانی شده که به بحث مقدس حقوق بشر، به عنوان راهی برای کسب درآمد فکر می‌کنند.
مهم‌ترین ویژگی فردی که میخواهد برای رسیدن به حقوق خود تلاش کند، این است که تحت تأثیر جو قرار نگیرد. همانطور که پیش‌تر گفتیم، هنرمند جریان ساز، هنرمندی است که تأثیرگذار باشد و نه تأثیر پذیر.

ویژگی‌های هنر جریان ساز

هنر جریان ساز زمانی شکل می‌گیرد که یک اثر هنری بتواند مسائل روز جامعه را انعکاس دهد و بتواند به ترتیبی با مسائل سیاسی ارتباط برقرار کند، با این حال عموم منتقدان هنری، هنرمندی که صرفا به مسائل سیاسی می‌پردازد را نه تنها جریان ساز نمی‌دانند، بلکه تک بعدی و غیر حرفه‌ای نیز قلمداد می‌کنند. هنر باید از دل جامعه برخیزد و این اتفاق در صورتی می‌افتد که هنرمند با جامعه خود احساس وحدت و همبستگی داشته باشد. طبق فلسفه به وجود آمدن وحدت مترادف به وجود آمدن عشق است، بنابراین هنرمند باید عاشق جامعه و کشورش باشد. زمانی که یک هنرمند، عاشق جامعه و کشور خود شود، آن گاه می‌تواند به موج هنر جریان ساز بپیوندد. چنین هنرمندی، رسالت خود را طرح چالش و پر رنگ کردن مصائب اجتماعی نمی‌داند، الحق والانصاف کدام عاشقی مصائب معشوقش را به رخ وی می‌کشد؟ هنرمند عاشق، به جای پر رنگ کردن مصائب، تلاش می‌کند تا با ارائه راه حل، این مصائب را از میان بردارد و اگر پرسش و انتقادی نیز از سیاستمداران داشته باشد، باید آن را همراه با راه حل آن پرسش مطرح کند. در غیر این صورت، به جای شکل گیری هنر جریان ساز، موج بلا استفاده‌ای از هنر، تحت عنوان هنر پرسشگر اجتماعی شکل می‌گیرد. لازم به ذکر است که موج هنر پرسشگر اجتماعی، پیش‌تر در جوامع غربی شکل گرفته و امروز در آن جوامع نیز به بن‌بست رسیده است، پس اگر می‌خواهید ارائه دهنده هنر جریان ساز باشید، دنبال راه حل بگردید.

چگونه جریان ساز باشیم؟

روحیه اجتماعی و سیاسی یک هنرمند، نباید موجب جلوگیری از بروز خلاقیت وی شود. برای برقراری ارتباط با اجتماع و سیاست، نیازی به زور زدن اضافی نیست، برای شکل دادن به هنر جریان ساز تنها کافی است به ذات خود رجوع کنید چراکه انسان ذاتا موجودی سیاسی و اجتماعی است.

نکته دیگری که باید به آن دقت کنید این است که هنر جریان ساز، لزوما زیبا نیست. به طور کلی مسئله هنر جریان ساز اصلا زیبایی نیست، مسئله هنر جریان ساز برانگیختن احساسات و سوق دادن آن به یک سمت خاص است و این احساسات باید ضربتی و محکم باشند و بلافاصله پس از مواجهه با آثار هنری در درون مخاطب برانگیخته شوند.

 

هنرمند جریان ساز باید علاوه بر آشنایی با مسائل داخلی جامعه خود، با مسائل مطرح در جامعه جهانی نیز آشنا باشد و از همه مهم‌تر نباید به راحتی تحت تاثیر تبلیغات و عقاید مختلف قرار بگیرد.

امروز راه خلق آثار هنری، به روی همه مردم باز است. هر هنری که دارید رو کنید و سعی کنید جریان ساز عصر خود باشید، اگر گام‌هایتان را حساب شده بردارید می‌توانید به قهرمان مردم خود بدل شوید.

 

اهمیت هنر جریان ساز در جوامع بسته

وظیفه هنرمند صرفا خلق یک اثر هنری نیست، یک اثر هنری استاندارد باید نماینده جامعه‌ای باشد که هنرمند در آن زندگی می‌کند و یک هنرمند خوب باید توانایی رهبری جریانات موجود در جامعه را داشته باشد. مثال‌های زیادی از هنرمندان نامدار اما گوشه گیر وجود دارد، که شاید پررنگ‌ترین آن‌ها ونسان ون‌گوگ باشد. با این حال اگر به آثار ون‌گوگ نگاه کنیم، درخواهیم یافت که او با استادی تمام، آنچه که در دل جامعه‌اش اتفاق می‌افتاد را روی بوم آورده. گوشه گیری و انزوای ون‌گوگ، به دلیل ضعف در آثار هنری او نیست، اتفاقا می‌توان این‌طور ادعا کرد که ون‌گوگ به گوشه رانده شد، چون جریان ساز بود. اگر ون‌گوگ می‌خواست می‌توانست مانند بسیاری از نقاشان هم عصر خویش، هنرش را فدای ثروت کند، اما جریان ساز بودن را فدای شهرت و ثروت نکرد. همانطور که گفتیم وظیفه هنرمند، ایجاد جریان در جامعه است، بنابراین فضای حاکم بر جامعه، می‌تواند کار هنرمند را سخت‌تر یا آسان کند، برای نمونه باری که روی دوش هنرمندان اهل کره شمالی قرار دارد، بسیار عظیم‌تر از باری است که هنرمندان بریتانیایی به دوش می‌کشند.

هنر جریان ساز در کره شمالی

تا چند سال پیش هیچکس از آنچه در قلب جامعه کره شمالی می‌گذشت باخبر نبود، تا اینکه فعالیت‌های مدنی در این کشور جانی دوباره گرفتند و پس از آن گزارش‌های متعددی از وضعیت مردم کره شمالی به دست جهانیان رسید. برخی از این گزارش‌ها، تصاویری نایاب از آثار هنرمندان کره شمالی را در اختیار ما گذاشتند. تصاویری که گویای فرهنگ بصری مردم امروز کره شمالی هستند. اگرچه بخش عمده‌ای از این گزارش‌ها شامل تصاویری است که از آثار هنری گرفته شده، اما می‌توان با مطالعه این گزارش‌ها، درباره روش کار هنرمندان ساکن در کره شمالی نیز اطلاعات کسب کرد.

یکی از فعالیت‌هایی که هنرمندان ساکن کره شمالی برای ایجاد جریان در جامعه انجام می‌دهند، آموزش نقاشی به کودکان و نوجوانانی است که علاقه‌مند به کشیدن نقاشی هستند. هدف از انجام چنین فعالیت‌هایی تقویت موج جریان‌های هنری، به وسیله پرورش هنرمندان متعهد است. از آنجایی که آینده تحصیلی و شغلی دانش‌آموزان در کره شمالی، پیش از ورود آن‌ها به مقطع دبیرستان، توسط دولت تعیین شده است، برگزاری چنین کلاس‌هایی تخطی از فرمان حکومتی به شمار می‌رود. با این حساب هم اساتید نقاشی و هم هنرجویان آن‌ها، مجرم محسوب می‌شوند، بنابراین تداوم برگزاری این کلاس‌ها را می‌توان نوعی اعتراض مدنی به قوانین غیرمنطقی حاکم بر کره شمالی دانست.

وضعیت کاری افراد فارغ‌التحصیل شده از دانشگاه هنر‌های زیبای پیونگ یانگ نیز آنچنان خوب نیست، این هنرمندان در تمام طول دوره تحصیلی خود زیر نظر نمایندگان ویژه‌ای خواهند بود که مستقیما توسط رهبر کره شمالی انتخاب شده‌اند و پس از فارغ‌التحصیلی نیز باید زیر نظر همین نمایندگان به فعالیت‌های خود ادامه دهند.

 

مضامین آثار هنری خلق شده، توسط هنرمندان جریان ساز کشور کره شمالی، عموما شامل زندگی مردم عادی، اعتراض به قوانین حاکم بر کشوره، بهبود اوضاع زندگی کارگران و تلاش برای یکپارچه کردن منطقه کره است. از طرفی هنرمندانی که دستشان در جیب دولت است، دست به نگاشتن مفاهیمی درست برعکس مفاهیم بالا می‌زنند.

حقیقت این است که هنرمندان دولتی کره شمالی، نه تنها با گذر زمان کم رنگ خواهند شد، بلکه اگر به‌خاطر آورده شوند نیز، به خاطر خیانت‌هایشان مورد مذمت قرار می‌گیرند و این هنرمندان جریان ساز کره شمالی هستند که آینده کره را می‌سازند.

 

دیجیتال آرت چیست؟

بعضی از هنرمندان از ابزار‌هایی مانند بوم و قلممو برای خلق آثار هنری استفاده می‌کنند، اما هنرمندان زمینه دیجیتال آرت نیازی به این ابزار‌ها ندارند. هنرمندان زمینه دیجیتال آرت از ابزار‌های مدرن برای بروز دادن خلاقیت‌هایشان استفاده می‌کنند. این ابزار‌ها شامل رایانه، تلویزیون و فناوری‌های ویدیویی است و به آثار هنری که به کمک این ابزار‌ها خلق می‌شوند آثار دیجیتال آرت می‌گویند. دیجیتال آرت یا هنر دیجیتال در حقیقت، اثری هنری است که با کمک ابزار‌های فناوری خلق شده باشد یا در بستر‌های دیجیتالی ارائه شود. با این حساب تصویری که برای خلق آن فقط از رایانه استفاده شده باشد، یا تصویری که بخشی از فرآیند خلق آن به کمک ابزار‌های سنتی انجام گرفته باشد و بخش دیگر فرآیندش پس از اسکن در رایانه و به کمک نرم‌افزار‌هایی مانند ادوبی ایلاستریتر «Adobe Illustrator» انجام بگیرد جزء هنر‌های دیجیتال یا همان دیجیتال آرت محسوب می‌شود. همچنین پویا‌نمایی «انیمیشن» و طراحی‌های سه بعدی نیز جزء هنر‌های دیجیتال محسوب می‌شوند. حقیقت‌ ماجرا این است که اگر رایانه‌ها وجود نداشتند، هنر دیجیتال هرگز به وجود نمی‌آمد. استفاده از رایانه‌ها اولین بار حوالی سال 1940 برای مقاصد نظامی رایج شد و هنرمندان اولین بار حوالی سال 1950، سعی کردند به کمک رایانه دست به خلق آثار هنری بزنند. آثار هنری که امروز به بلوغ رسیده است و تحت عنوان هنر دیجیتال شناخته می‌شود.

به‌طور خلاصه هنر دیجیتال، راهی برای ادغام هنر و فناوری است.

تاریخچه هنر دیجیتال

اصطلاح هنر دیجیتال «دیجیتال آرت»، اولین بار در سال 1980 به‌کار برده شد. در آن زمان آثار دیجیتال آرت توسط ساده‌ترین برنامه دیجیتال آرت یعنی همان «paint» کشیده می‌شد. اگرچه اصطلاح هنر دیجیتال، اولین بار در سال 1980 به کار برده شد اما فریئدر نیک، هنرمند و ریاضیدان آلمانی ، در سال 1965 الگوریتمی کامپیوتری ابدا کرد که به کمک آن می‌شد مجموعه‌ای از شکل‌ها را خلق کرد. اولین نمونه بالغ از هنر دیجیتال، در سال 1965 و توسط کن نولتن و لئون هارمن طراحی شد. امروزه هنر دیجیتال روز به روز محبوبیت بیشتری می‌یابد و هر روز روش‌های جدیدی برای خلق آثار هنری دیجیتال ابداع می‌شود. این سبک از هنر امروزه به اندازه‌ای پیشرفت کرده است که جشنواره‌های متعددی به‌منظور تجلیل از هنرمندان این عرصه برگزار می‌شود. از جمله این جشنواره‌ها، جشنواره هنر‌های دیجیتال خوزستان است. در دنیای امروزی کابرد هنر‌های دیجیتال صرفا به خلق تصاویر هنری محدود نمی‌شود، هنر دیجیتال در دنیای مدرن امروز حتی در اموری مانند معماری یا پزشکی نیز کاربرد دارد و در واقع به چیزی فراتر از هنر تبدیل شده و در مسیر تبدیل شدن به ابزار کاربردی است. دیجیتال آرت، امکان طراحی مدل‌های سه بعدی از اعضای بدن انسان را برای پزشکان فراهم می‌کند.

 

رشته‌ هنر‌های دیجیتال و مشاغل هنر‌های دیجیتال

از جمله رشته‌های دانشگاهی مرتبط با هنر‌دیجیتال یا همان دیجیتال آرت، می‌توان به تلویزیون و هنر‌های دیجیتال اشاره کرد. هدف از تحصیل در این رشته هنری، تربیت افرادی با دانش تخصصی در زمینه گرافیک تلویزیونی، رایانه‌ای و همچنین انیمیشن رایانه‌ای است. فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند پس از اتمام دوران تحصیلشان در صدا و سیما استخدام شوند و در آن‌جا به تولید محتوا بپردازند. با این حال برای اینکه در این زمینه دست به خلق آثار هنری بزنید نیازی به تخصص دانشگاهی ندارید، سبا اسماعیلی از جمله هنرمندان جوانی است که از دوران پیش از ورود به دانشگاه دست به خلق شاهکار‌هایی در زمینه هنر دیجیتال زده است و با تأمل و تعمق در ایجاد آثارش به آن‌ها روحی منحصر به فرد بخشیده است. همچنین برای خلق آثار دیجیتال می‌توان در دوره‌های آموزشی نرم‌افزار‌هایی که به کمک آن‌ها می‌توان دست به خلق آثار هنری دیجیتال زد شرکت کرد. برای خلق انواع مختلف آثار هنری دیجیتال، نیاز به یادگیری نرم‌افزار‌های متفاوتی دارید. آثار هنری دیجیتال شامل گرافیک برداری، نقاشی دیجیتال، هنر دیجیتال ترکیبی، تکه چسبانی دیجیتال «کلاژ» و نقاشی عکس است.