هنر نگریستن به هنر

 

هنر همواره جز لاینفک زندگی انسان‌ها بوده است. مفهوم هنر به اندازه‌ای عظیم و عمیق است که نمی‌توان آن را به وسیله کلمات توضیح داد. با این حال نباید این توضیح ناپذیری مفهوم عظیم هنر را دلیلی برای دست کشیدن از تلاش برای فهم هنر دانست. کسب توانایی خوانش آثار هنری، امری است که می‌تواند زندگیتان را چندین برابر زیباتر کنید. اگر شما بتوانید چگونگی خوانش هنر را بیاموزید، دیدگاهتان به انسان‌ها، طبیعت، اشیاه و به طور کل، جهان، تغییر می‌یابد. در آن صورت است که متوجه خواهید شد که هر انسان، خود به شکلی اثری هنری محسوب می‌شود. برای دست یابی به چنین مهارتی، ابتدا لازم است یاد بگیرید که چگونه تمام جوانب یک امر را در کنار هم قرار دهید و آن‌ها را به صورت یک جا ببینید.

زندگی کردن، درست مانند گوش دادن به موسیقی است. اگر در هنگام گوش دادن به یک قطعه موسیقی به جای توجه به برآیند نت‌ها و ابزارها در کنار هم، روی جز به جز آن قطعه تمرکز کنید، دیگر از گوش دادن به موسیقی لذت نخواهید برد.

توجه‌تان به هنر نیز باید به همین شکل باشد؛ یعنی باید در ابتدای امر تمام آن اثر را به شکل یک جا ببینید و از این‌که از همان بدو امر، روی جزئیات متمرکز شوید بپرهیزید. این کار باعث می‌شود، بتوانید حس آن اثر هنری دریابید. در زندگی روزمره خود نیز اگر به انسان به چشم هنر نگاه کنید و نوع نگاهتان به انسان نگاه کلی باشد و تمام جوانب زندگی او و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند را در نظر بگیرید، آن وقت می‌توانید انسان‌ها را بهتر درک کنید.

در هنگام تعامل با انسان‌ها، پس از گذر از مرحله داشتن نگاه همه جانبه، می‌توانید روی نکات مثبت شخصیت او به شکل ریزبینانه نگاه کنید اما در هنگام نگاه کردن به یک نقاشی، پس از گذر کردن از مرحله کلی نگری، باید جزئیات نقاشی را از سمت چپ به راست بررسی گنید. در حقیقت خوانش نقاشی از سمت چپ به راست انجام می‌گیرد.

 

رسیدن از کلیات به جزئیات، روشی است که می‌توانید با استفاده از آن هنر را بفهمید و زندگی خود را زیباتر کنید. پس از همین امروز دست به کار شوید و نگاهتان به مسائل را تغییر دهید.